علي بن حسين انصارى شيرازى

353

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قعبل بفتح قاف و سكون عين و فتح با و لام در ماهيت آن اختلاف است و بعضى از اقسام فطر دانسته‌اند و ديسقوريدوس گفته اسم نبطى دوائى است كه يونانى سقراطيون نامند و آن بيخى است شبيه به بلبوس و ببزرگى به قدر شلغم و سرخرنگ و تلخ‌طعم كه زبان را بگزد و رگ آن شبيه بسوسن و بلندتر از آن و نرگس و كرات بزرگى قفر نبات اكشوث است و گفته شد و بشيرازى آن را خنكو گويند و بر خار ترنجبين پيچيده بود صاحب مخزن الادويه مىگويد : قفر بفتح قاف و سكون فا در ماهيت اسم جنس قار و عرق الجبال است كه عبارت از موميائى و آنچه شبيه بدان بود قفر اليهود انواع است يك نوع را عرق الجبال گويند و بشيرازى مومياى پالوده و يك نوع از آب حاصل مىشود و آن را مومياى آبى گويند و آن نوع كه كوهى بود عرق كوه است كه مىچوشانند و مىپالايند و وى مانند زفت بود و بوى قير كند و نيكوترين فرفيرى بيض زرين بود و سياه و چركن بد بود و غش وى به زفت كنند و طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم و گويند خشكى وى در دوم بود و مقوى اعضا بود و خون بسته بگدازاند و سفيدى ناخن ببرد چون بمالند منضج خنازير بود و چنين گويند آنچه خالص بود سودمند بود جهت كوفتگى گوشت و شكستگى اعضا چون ضماد كنند از بيرون و با زيت بجوشانند و بياشامند و مولف گويد در شكستگى اعضا و كوفتگى آن عمل موميائى مىكند چندانكه امتحان كرده شود و آن را مومياى كوهى خوانند و يونانى اسفلطس و ابو طامون گويند و كقر اليهود نيز گويند و برقوبالطوخ كردن و بر نقرس و عرق النسا ضماد كردن نافع بود و چون به خود برگيرند يا رخان وى نافع رود جهت اختناق رحم و اخراج مشيمه و چون با جندبيدستر و شراب بياشامند حيض براند و سرفه مزمن و عسر البول و گزندگى مجموع جانوران را نافع بود با شراب افسنتين و حنين گويد بول براند و كرمها و حب القرع بكشد و قوت شهوت بدهد و درد رحم سرد را نافع بود خوردن و در طبيخ آن نشستن و عرق النسا و درد پهلوها را نافع بود و چون بگدازند و با چوب حقنه كنند قرحهء امعا را نافع بود و استنشاق وى دويى و نزله را نافع بود و چون بر دندان نهند درد ساكن كند و چون با آرد جو و موم و نطرون ضماد كنند بر نقرس و درد مفاصل را نافع بود و چون در چشم كشند سفيدى زايل كند و مجفف رطوبات بود در ريشهاى تر و اگر در مرهم كنند گوشت بروياند و وى بادهاى غليظ كه در معده بود بشكند و چون در جايگاهى دود كنند مار و عقرب و مجموع گزندگان بگريزند و صيادنه وى را اسبرطم خوانند و شيخ الرئيس گويد مقوى اعصاب و قرحهء شش را نافع بود و نفث و ماده از سينه بيرون آورد و مرضهاى خناق و لوزتين و صلابت رحم را نافع بود و بدل آن گويند زفت بود و وى صداع آورد و مصلح وى كافور بود و گلاب و شربتى از وى دو درم بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قفر اليهود معرب كفر الهيود است و سريانى يهودايا و برومى قرسطون و بيونانى برفيونينا نامند و در وجه تسميه آن گفته‌اند كه چون از بجيرهء يهوديه كه قريه منيه نيز گويند قريب بقريهء كفرا كه قديم الايام آباد بوده از بين سنگهاى زير دريا مانند عنبر جوشيده و برميايد و لهذا مسمى به قفر اليهود نموده‌اند قفورا نباتى است كه قطا بر آن چرا كنند ابن ماسويه گويد تخم وى گرم و خشك بود در سئوم و مجفف رطوبات بود كه در سر باشد و محلل آن قفوط نوعى از كراث شامى است و در كاف گفته شود قلقل و قلاقل و قلقلان اسم درخت فلفل است و گفته شد در فا